۱- هیچ وقت سعی نکن عشق را به کسی تحمیل کنی و یا به زور به او بقبولانی که او هم تو را دوست دارد. ممکن است طرف مقابل روزی بالاخره تسلیم تو شود و حرفهائی بزند که برای تو زیباترین کلمات عمرت باشد ولی بعد از مدتی نچندان به همه آن حرفها به تو و به آن حس پاک و بی ریای تو پشت میکند و منکر همه چیز میشود. آن ندانستن به مراتب بهتر از این به بازی گرفته شدن است!
۲- برای خودت شخصیتی قائل باش تا دیگران هم به آن شخصیت بی احترامی نکنند حتی او.
۳- برای احساست ارزش قائل باش تا دیگران هم ارزشش را درک کنند و آن را به بازی نگیرند مخصوصا او.
۴- به هیچ کس اجازه پامال کردن دل قلب و احساست را نده حتی او.
۵- در ابراز عشق و علاقه مرز قائل باش حتی در مقابل او. چون در این زمانه عشق پاک برای اکثریت مرده همانطور که لیلی و مجنون مردند.
۶- در دوستی همه چیز را فدا نکن چون معنای دوست و دوستی از فرد تا فرد دیگر فرق میکند و ممکن است به دلیل همین تفاوت فکری متهم به داشتن قصد و نیت دیگری شوی.
..........
........
......
....
...
..
.
وای نفسم بالا اومد دو خط کتابی نوشتم ... خوب حالا که چی؟ ... ولی کو گوش شنوا؟
emrooz kheili zood tatil shodam wali moondam ta be darsaye aqaboftadam beresam wa dar eine hal be albome fereidoon goosh midadam waqean ajjab albomie masalan hamin goole hayahoo
آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شببو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار...
دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
تا اون روزی که نبضم بزنه ترانهسازم
برات ترانهسازم تو آهنگی و سازم
بیا برات میخوام از این صدا قفس بسازم
آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شببو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار...
و آهان همون استاد گرامی آقای لرد که به ایمیل فرستاده بودند منم بدون کم یا زیاد کردن میگذارم تا شما هم مستفیز بشین
(درست نوشتم؟
)اول فکر کردم موضوع سر اینه که کدوم جنسیت بیشتر از رابطه ای مجازی که توی اینترنت شکل میگیره لذت میبرند
اما بعد با خوندن توضیحات آقا نویدتون به این نتیجه رسیدم که موضوع سر اینه که چی میشه که عده ای از پسرا یا عده ای از دخترا دنبال ایجاد یه رابطه توی اینترنت هستند
خب در مورد اینکه کی بیشتر لذت میبره
فکر میکنم قابل اندازه گیری نباشه ولی بستگی به این داره که فرد اعم از دختر یا پسر دنبال چی هست
سکس چت، نامه های فدایت شوم و عاشقانه نوشتن یا صرفا داشتن رابطه با دیگران
میدونی چیه، مثل میل جنسی نیست که بگن مثلا جنس مونث هشت برابر یا چند برابر بیشتر از جنس مذکر داره لذت میبره
بین آدمای مختلف فرق میکنه و مهم اینه که یجورایی خوشایند هر دو طرفه و نه لذت بلکه براشون انبساط خاطر یا آرامش روحی رو فراهم میکنه که ممکنه تو انواع دیگه ارتباط نباشه
اما به غیر از این موضوع، موضوع بعدی رابطه اییه که شکل میگیره یا قراره شکل بگیره
نوید جان یه موضوع دو طرفه یه قضاوت دو طرفه رو هم طلب میکنه
از اونجایی که آدم موجودی اجتماعیه، طبیعتش طوریه که به دنبال تنهایی نمیره
این گریز از تنهایی و نیاز به فردی که همراه آدم باشه به خودی خود وسیله ای میشه برای جذب فرد به راهی برای ایجاد رابطه
اگر فرد مورد نظر جنس مذکر باشه در طبیعتش (یا چیزی که بهش میگن فطرت) به طرف یه موجود مونث کشیده میشه
و اگر فرد مورد نظر مونث باشه به طرف فرد مذکر
یه دسته ی سومی هم هستن به اسم همجنسگراها که چون تو جامعه ایران محدودیت عمل دارن و مثل مثلا هلند آزادی عمل در انظار عمومی ندارن، بنابراین اینترنت براشون محیط مناسبی برای پیدا کردن شریک به حساب میاد
از اونجایی که بحث اصلی دختر و پسرها هستن از همجنس گراها میگذریم
خب خیلی منطقی و بدون طرفداری از جنسیتی خاص بخوام بگم اینجوری باید گفت که هر دو طرف مثل قطبهای مخالف آهنربا به طرف هم کشیده میشن هر چند پسرا در این مورد حاضر میشن همقطب های خودشون رو ضایع کنن ولی دخترها نه!
حالا چرا تو اینترنت؟
اگه اینترنت نبود خب مثل بقیه توی خیابون این رابطه ایجاد میشد یا توی دانشگاه یا هر جای دیگه مهم این کشش بین دو جنسه اما اینترنت وسیله ی تبادل اطلاعات آدمهاست این اطلاعات میتونه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو در بر بگیره
بعضیا هستن که ایجاد رابطه با جنس مقابل براشون سخته یا بستر مناسبش رو ندارن (به لحاظ خانوادگی یا حتی اعتقادی!) و اینترنت این اجازه رو بهشون میده که راحت تر باشن
بعضیا اصولا به دنبال یکی هستن که صرفا باهاش حرف بزنن تا از بار روحیشون کم بشه
بعضیا دوست دارن یکی باهاشون حرف بزنه تا از تنهاییشون کم بشه
بعضیا بدون اینکه دیده بشن خودشونو طور دیگه ای معرفی میکنن و کمبودهاشون رو جبران میکنن
بعضیا هم استفاده تجاری میکنن از این رابطه هایی که ایجاد میشه
نمیشه طبقه بندی کاملی داشت تا همه ی گروههایی که از اینترنت برای ایجاد رابطه استفاده میکنن رو در بر بگیره و شامل همه طیفی بشه اما نکته ی مهم اینه که کسی این میون نیست که برای دیگران باشه تو همه ی دسته ها فرد چه دختر باشه و چه پسر میخواد نیازهای خودش رو براورده کنه بعضیا وقتی این نیازها براورده میشه به طرف مقابلشون فکر نمیکنن که سهم اون چی بوده و به قول دوستمون قصی القلب هستن
و بعضیا هم به طرف مقابلشون فکر میکنن و به ازای چیزی که دریافت کردن، سعی میکنن اون رو هم راضی کنن
اما موضوع سوم پدیده اییه به اسم عشق
یه معادله که از عاشق ، عشق و معشوق درست شده
اینجا تعریف عشق رو کنار میذارم و به مفهوم عام اون اکتفا میکنم که دوست داشتن بیش از اندازه اییه که بین دو طرف باشه
اما تو همین مفهوم عام هم نباید خبری از خودخواهی باشه در صورتی که ما اساس رابطه رو روی ارضای شخصی گذاشتیم و جلو رفتیم و بعد دیدیم که اون خوش اومدنی که تبدیل به محبت شده بود و اون محبتی که تبدیل به شیفتگی شده بود و اون شیفتگی که تبدیل به دوست داشتن شدید و عشق شده بود یا ناقص و نصفه است و یا یه طرفه
تو اینترنت هم مثل هر جای دیگه پر است از این اتفاقات و پدیده ها
چرا عشق یه طرفه ی یه پسر به دختری که دل عالمی رو برده و خوشحاله از این موضوع وقتی برعکس میشه مورد نکوهش قرار میگیره؟
خب چه اشکالی داره هر چند وقت یه بار معشوق مذکر باشه و عاشق مونث و اینبار هم عاشق از بی مهری و عدم الطفات معشوق ناله و فغان کنه؟
طرفداری نمیکنم از سنگ دل بودن بعضی از پسرها ولی فکر کردید چی شد که اون دختر اسید پاشید به طرف داریوش و سینه و گلوش رو سوزوند؟ فقط چون بهش گفته بود نه
یا چرا تو تهران یه پسر به طرف اون دو تا خواهر اسید پاشید و صورتشون رو داغون کرد؟
به نظرم این یه بیماریه یه بیماری که به اسم عشق جلو میاد ولی پشتش فقط حس تملک نسبت به طرف مقابل خوابیده کسی هم حاضر نیست قبول کنه آزادانه کسی رو دوست داشته باشه و این دوست داشتن و عشق به ازدواج ختم نشه مال من میشی؟ مال منی ، بگو فقط مال منی و... جمله های آشنایی هستن برای کسایی که یه بار این نوع دوست داشتن یا دوست داشته شدن رو تجربه کردن
نمیگم این احساسها بده چون اگر از احساس دوست داشتن یا دوست داشته شدن فرار کنید مشکل روانی دارید میگم نوع درستش رو باید شناخت مثال خوبش گروه کوهنوردیمونه
بیشتر از این حوصله ی توضیح دادن ندارم ولی بی جنبه بودن خودمون (اعم از دختر یا پسر) رو به گردن طرف مقابل نذاریم اگر هر دو طرف به این نتیجه میرسیم که واقعا دوست داشتنمون حقیقیه و از روی تعقله خب به نظرم خیلی سالم و خوبه
میتونه به ازدواج ختم بشه (در صورت بودن امکاناتش) و میتونه همون دوستی بمونه (اگر واقعی باشه می مونه) ولی اگر قرار روی تسویه حسابهای شخصی و ارضای خودخواهی های بیشتر باشه به نظرم اصلا به دنبال رابطه ای نباشید بهتره همونطوری که پسرهای بیمار هستن دخترهای بیمار هم هستن کمبود محبت چیزی نیست که دختر و پسر داشته باشه
به هر حال همونطوری که پسرای زیادی رو دیدم ، دخترای زیادی هم دیدم که برای دوستاشون از پسرایی که گذاشتن سر کار با لذت صحبت میکنن و کسی هم فکر نمیکنه قصی القلبن و پسره هم احساسات داشته
من حرف حق رو میزنم بدون اینکه فکر کنم دختره ناراحت میشه و یا بخوام به نفع اون یا خودم حرف بزنم تا یادم نرفته بگم که یه مشکل دیگه هم هست فرهنگ ایرانی یا بهتره بگم اسلام ایرانی با تکنولوژی و فرهنگ غربی زیاد میونه ی خوبی نداره و اینجور روابط رو توی عرف نمی پسنده چه تو اینترنت باشه و چه خارج از اینترنت
چی میشد همه صرفا بقیه رو دوست داشتن بدون اینکه انتظاری داشته باشن؟
چی میشد اگه خودخواهی نبود؟
خوب میشد
همه عاشق بودن و همه معشوق
دعوایی هم نبود که کی راست میگه
اگر فقط کسی خودش رو نمی دید
خیلی چیزا هم موند و نگفتم
ولی فعلا چون دیرم شده باشه برای بعد
خیلی هم دوستش دارم با هیچ چیز و هیچکس عوض نمیکنم آقا نوید با شمام سلام سپیده عزیز
وقتی از من در مورد موضوعی نظر می خوای نمی تونم در حد یک یا دو جمله و در حد off جواب تو بدم، بخصوص موضوعی که چند توی فکر خودم هست و خودم بهش فکر می کنم.
دوباره مثل همیشه مجبورم برم بالای منبر.sorry.
سپیده من به یه موضوعی رسیدم. علاقه پسران برای ارضای یک میل درونی. منظورم از این میل، میل جنسی نیست. نیاز جنسی نیازی است که تحت لوای میلی است که من می خواهم در موردش حرف بزنم، گم شده و همگان فکر می کنند این غریزه جنسی است که پسران و دختران را به ارتباط با یکدیگر می کشاند. من به نتیجه جدیدی رسیدم. اگر چه این غریزه را کتمان نمی کنم و تاثیرش را در ارتباط دختر و پسر و همچنین اینکه شاید هدف اصلی خیلی از پسران باشد بسیار زیاد می دانم ولی در مورد اینترنت این صدق نمی کند. ایجاد فضایی مجازی که پسران و دختران می توانند تنها با ایجاد یک ذهنیت و فرضیه از طرف مقابل با یکدیگر ارتباط برقرار کنند غریزه جنسی نمی تواند عامل اصلی این ارتباط باشد.
من به یک میل در پسران پی برده ام. میل به دوست داشته شدن. خیلی سخته نه؟ به معنی دیگر میل به معشوقه شدن. به اینکه دختری را وابسته خود بکنند. دختری را عاشق خود کنند و در خیلی موارد متاسفانه متاسفانه دختری را که شدیدا به خود وابسته کرده اند رها می کنند و آنگاه به زاری دختر و التماس او با خود خواهی تمام و غرور فراوان نظاره می کنند و با قلبی سخت و وجدانی تهی، گاه حتی در درون خود لبخندی از رضایت می زنند و به خود آفرین می گویند که به جایی رسیده اند که اینگونه دختری به دست و پایش افتاده است و چون جنگجویی فاتح و پیروز داستان خود را در محافل دوستانه که باز هم متاسفانه این روزها حرف اول و آخری که در آن مطرح می شود اینگونه حرف هاست، بیان می کند. سپیده من خود نیز متحیرم که چگونه یک انسان می تواند تا به این حد قصی القلب شود. ولی این حقیقتی است. پسران در این ارتباط تنها و تنها خود را می بینند و میلی که باید ارضا شود هیچ توجهی به احساسات طرف مقابل و ضربه ای که می تواند به طرف وارد کند ندارند. اینترنت محیطی خوب و جذاب برای اینگونه آدم هاست. چرا که می توانند خود را خوب و بهتر از آنکه هستند و در حقیقت مردی یا پسری که در رویا های دختران هست، نشان دهند.
در طرف دیگر دختری با احساسات فراوان که در سن جوانی به دنبال یک عاشق می گردد. عاشقی که بتواند در آینده به او به عنوان همسر تکیه کند. ولی ناگهان همه چیز عوض می شود. دختر نماد معشوق، عاشق می گردد و صد دل به دنبال پسری که فکر می کنه همون پسر رویاهاشه به راه می افته ولی دریغ از اینکه «این ره که تو می روی به ترکستان است.».
شاید این دلایلی که مطرح کردم برای همه دختران مطرح نباشد. ولی به جرات می گویم همه دختران در ابتدا یک همچین چیزی را تجربه می کنند. و بعد تازه متوجه می شوند که جریان از چه قراره

واژه ایست که خداوند آن را آفرید
خدایا
چگونه عشق ورزیدن را به من بیاموز
خود چگونه زندگی کردن را خواهم آموخت
Az sheddate bikary be hardo zaban type kardam mikhastam holandi ham type konam ke nashod
DARY: daneshgahy ke ma dars mikhanom tarze dars dadan wa
systemeshan paya gozari shode bar asase teoriye darwin : revolution theory... mekhastom nazare shoma azizar ra bedanom chon ba nazare ma ke ma mosalmanha ham metanem ke ta haddy dar in theory aqida dashta bashem ... awwal shoma lotf karda bogen ke nazaretan chist baz mam megom ke chura i fekr ra mekonom
IRANI: daneshgahy ke man dars mikhoonam tarze darsdadano ststemeshoon paye gozary shode roo teoriye darwin: revolution theory...mikhastam nazare shoma azizan ro bedoonam chon be nazare man ke ma mosalmoonha ham mitoonim ta haddi be in teory aqide dashte bashim... awwal shoma lotf konido begin ke nazaretoon chiye baad man migam chera intoor fekr mikonam
ahan rasty darmorede oon poste qabilm mikhastam yechizaye dige ezafe konam... hamintoory
...... mano khaharam dar raweshe darskhoondan zamin ta asemoon farq darim oon bekhatere dars az kheeli az chizaye lezzat bakhshe zendegi migzare wali man baraks be khatere kheeli chiza az dars
nemikham begam kare man khoobe wali aslan ba kare khaharam ham mowafeq nistam ... are rast migi bayad be ye hadde ta' adoly resid man yekam az oon begiramo oon yekam az man 
haftehaye awwale daneshgahemoon ke hessabi baese negarani waledeine gerami shode boodam ... akhe khaharam ba inke fasele daneshgahesh (Erasmus university dar Rotterdam) ta khoone (Delft) kamtar az daneshgahe man (UVA dar Amsterdam) hast kheeli dirta az man be khoone miresid badesham hamin ke miresid fowry computer boodo ketabo daftaro dars wali man
fowry ya radio ya TV ya khab ya khordan
... midoonam alan az man ye dokhtare tanbale chaqe khabalo too zehnetoon be wojood oomade wali oonayi ke mano behtar mishnasan midoonan ke oontowram nisto man adatame piaz daqe chiza ro ziad konam
.... waziat be hamin menwar pish miraft wa baes shod khodam ham kami negaran besham ye rooz (albate az rooye shookhi) be khaharam goftam: bebinam nakone sare man kolah rafte wo daneshgahe ma pezeshky dars nemidan
soale shabih be inro madaram ham chand dafe az man porsid : bebinam to waqean daneshgah miry?
bas ke didam cheqadr mano khaharam ba ham dar darskhoondan farq mikonim konjkaw shodam bedoonam daneshgahe oona chetoor dars mide... be hamin dalil ye rooz bahash raftam
waaaaay khoda rahm karde man oonja nistam be do dalil
wojoode ziadi az hadde hamzabanha (afghani wa irany) akhe man mishe goft ziady az had ejtemayi hastamo hamoontoor ke bala goftam zood darso kenar mizaram... alan inja faqat dar kolle 350 nafar sale awwali manamo ye pesar irani wo ye aqaye irani albate mishe goft do aqaye irany ...inam ke aslan yejoorian ke adam jor@ nemikone harf bezane
badesham inke sakhtemane oonja yejoorayi ehsase khafegi behem midad
wa dar akhar ham systeme dars dadaneshoon ... aslan adam nemifahme ke warede daneshgah shode mesle dabestano dabirestan hanooz hey ..hmm..chejoor begam ..az dastet migiran ta nayofty yewaqt!..man bishtar az oon khodkhah haye maqroorha hastam (albate na be in sheddat ) ke aslan nemikhad kesi komakesh kone makhsoosan dar morede darskhoondan mikham khodam be raweshe khodam bekhoonam
PS: rasty emrooz belakhare in aqa mostafa joratesh ro hessabi jaam kard shayad ham yerize az ino oon qarz kardo oomad jeloo salam aleiko ahwalporsi
... ishoon yek pesare afghani hastan ke dar daneshgahe ma hastan. ashnayi famili. ye kam raftareshoon ajibe adam ro be shak mindazan ke nakone qasdhayi dashte bashan.. akhe pedare ishoon bood ke baad az fahmidane inke man wa pesareshoon qarare too ye daneshgah dars bekhoonim hey bikhe gooshe pedare man khoond ke nazary sepide daneshgah awaz kone ... hala age khabary shod behetoon migam
از یلبنده تقاضا میشود آنرا به آدرس درج شده باز گرداند. پیشاپیش مرسی